واکسن 18 ماهگی
دینا جونم دیروز دوشنبه 16 اردیبهشت نوبت واکسن 18 ماهگیت بود.از روز قبلش استرس داشتم آخه شنیده بودم واکسن 18 ماهگی نی نی هارو اذیت میکنه.شب که اصلا نتونستم بخوابم صبح زود پاشدم صبحونه ات رو آماده کردم و تا ساعت 9 به کارام رسیدم ساعت 9 اومدم بیدارت کردم دوست نداشتی از خواب بیدار شی انگار میدونستی قراره یه اتفاقی بیافته خلاصه صبحونه ات رو دادم و آماده شدیم که بریم.تو راه زنگ زدم به بابایی که اونم مرخصی ساعتی بگیره و باهامون بیاد.بابایی رو از جلوی اداره برداشتیم و رفتیم مرکز بهداشت. اول خانوم دکتر قد و وزن و دور سرت رو گرفت و بعدش گفت آماده اش کنید تا واکسنشو بزنم.من که دل توی دلم نبود دستام میلرزید تو رو دادم بغل بابایی.خانوم دکتر...
نویسنده :
مامان دینا
0:00








